سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

وقتی پست قهر رو نوشتم خیلی گریه کردم.تا گوشیمو در حالت دسترس قرار دادم زنگ زدی. یه دنیا دل تنگی تو صدات بود اما من فقط گریه میکردم و تو فقط داشتی میگفتی خانمی به خدا شوخی کردم و قربون صدقه ام می رفتی اما جواب من فقط اشک بود و اشک. 

بهم گفتی که دیشب از وقتی اونجوری ناراحت شدی تا ساعت 3 صبح نخوابیدم و فقط شماره تو گرفتم -و با یه بغض عمیق تو صدات گفتی- اما تو هنوز گوشیت خاموش بود. بهم گفتی از ساعت 6 تا 9 صبح هم دوباره شروع کردی به زنگ زدن هر دو دقیقه یک بار.  

بهم گفتی: آخه گلی جونم من کی خواستم تو رو اذیت کنم؟ من فقط باهات شوخی کردم آخه چرا ناراحت شدی؟ وقتی با بیرحمی خاص خودم بهت گفتم اما تو قلبمو شکستی تو هم شکستی. بهم گفتی چطور دلت اومد با من قهر کنی و گوشیتو خاموش کنی که نتونم از دلت دربیارم؟ حرفی نداشتم. بهم گفتی همیشه اشتباه کردم و ازت معذرت خواهی کردم اما این بار تو اشتباه کردی. 

بهت گفتم: مجید چرا بهم نمیگی ازم خسته شدی؟؟؟ واسه اولین بار سرم داد زدی که: کی همچین حرفی زده؟ ها؟ زود باش بگو!!!!!! گفتم: هیشکی. آروم گفتی: مگه نگفتی یه کسی بهت گفته که مجید خیلی دوستت داره؟ بخدا من همون آدمم. زهرا بخدا دوستت دارم. تو همه زندگی منی. تو تنها عشق منی.  

میخوام یه اعتراف کنم مجید. وقتی داشتم باهات حرف میزدم - اونقدر دل تنگنت شده بودم- همه ی صداتو با تمام وجودم می بلعیدم. وقتی جمله ی آخر رو گفتی اگه کنارم بودی می پریدم بغلت و اونقدر می بوسیدمت که از حال برم. 

به هر حال همه ی اون قهرو دیشب جبران کردی. دیشب دوباره بهم اجازه دادی تو آغوش مردونه ات بخوابم و سرم رو دستای پرمهرت آروم گرفت و بی قراری و غمهامو با بوسه هات دور کردی. 

میگم این قهر و آشتی هم عالمی داره ها. حالا یکی ندونه فکر میکنه من و تو همش باهم قهر میکنیم (اینجوری فکر نکنید باشه؟؟؟؟) قهر مثل نمک می مونه نه باید زیاد باشه و نه نباشه. باید به اندازه ی باشه که زندگی مزه داشته باشه. همیشه آشتی یه شیرینی که دل رو میزنه و همیشه قهر هم تلخه. پس باید یه جوری باشه که هم قهر باشه و هم آشتی البته اگه شیرینی آشتی بیشتر باشه بهتره. 

 

دوست دارم مرد بارانی من. 

دیروز دلم شکست 

 

قهر کردم باهات 

 

شاید نمیخواستی اینجوری بشه اما شد 

 

شب بهت آخرین اس ام اس رو دادم و گوشیمو از دسترس خارج کردم 

 

میخواستم ببینم چقدر تحمل دوریتو دارم 

 

الان که دارم اینو می نویسم دارم زیر بار غصه ذوب میشم 

 

و تو نیستی که غممو از بین ببری

 

شاید از این قهر و دوری من خرسندی 

 

شاید هم حرفی واسه گفتن نداری 

 

اما مجید بدجوری دلم شکست 

 

بد جوری پر از اشک و بغضم  

 

ابرای چشم من که دارن می بارن تو رو نمیدونم.

من تو را دوست دارم 

  اما از گرفتار شدن در تو هراس دارم 

    و از یگانه شدن با تو 

من بحث و جدل با عشق تو نمیکنم که او روز و نهار من است 

        و من با آفتاب روز بحث نمیکنم 

                     با عشق تو بحث و جدل نمیکنم 

                     که او خود مقرر می کند چه روزی خواهد آمد و چه روزی رخت خواهد بست 

آیا گفتم که تو را دوست دارم؟ 

  آیا گفتم که من خوشبختم زیرا که تو آمده ای؟ 

    و حضورت مایه ی خوشبختی است 

              چون حضور شعر 

                    چون حضور قایقها و خاطرات دور 

هزارمین بار می گویم که تو را دوست می دارم 

               چگونه می خوای چیزی را تفسیر کنم که به تفسیر در نمی آید؟ 

               چگونه میخواهی مساخت اندوهم را اندازه گیری کنم؟ 

                  حال آنکه اندوه من چون کودک هر روز زیباتر و بزرگ تر می شود. 

بگذار به همه زبان هایی که می دانی و نمیدانی بگویم 

                                        که تو را دوست دارم 

بگذار واژگانی جستجو کنم 

    که به حجم دل تنگی من برای تو باشد 

بگذار از جانب تو بیندیشم 

از جانب تو دل تنگ شوم 

از جانب تو بگریم، بخندم 

        و فاصله ی وهم و یقین را از میان بردارم..... 

..... تو را من دوست دارم 

          چگونه میخواهی ثابت کنم که حضورت در جهان 

               چون حضور آبهاست 

               چون حضور درخت 

                      و تویی گل آفتابگردان 

                         و باغ نخل 

                                 و ترانه ای که از سیم و زهی دریانوردی آغاز کرده است 

بگذار تو را به زبان سکوت بگویم 

     وقتی که رنج های من در تنگنای عبارت نمی گنجد 

 

چرا من تو را دوست دارم؟ 

  از من مپرس 

که مرا اختیاری نیست و تو را اختیاری نیست!!!!

مثل شب مثل شراب، تو پر از وسوسه ای 

مثل شبنم واسه گل، عطش یک بوسه ای 

 

ای غزل ای دل نواز                    ای شروع قصه ساز 

 

یکی بود یک نبود، زیر گنبد کبود 

تو شدی قصه ی عشق وقتی عاشقی نبود 

تو سرآغاز منی از همیشه تا هنوز 

تو سرآغاز منی مثل خورشید واسه روز 

 

توی سایه های شب تویی یک قطره ی نور 

تویی سرپناه من مثل یک کلبه ی دور 

 

تویی مقصد واسه من                 تو منو صدا بزن  

واسه حرفای کتاب تویی معنای جدید 

واسه پرواز خیال تو کبوتر سفید 

تو مثل حادثه ی شب دل سپردنی 

تو همون قصه ی یک نگاه و عاشق شدنی 

 

پ. ن: این ترانه محبوب من از آلبوم "زندگی" منصوره. باهاش کلی خاطره دارم و دیدم همش حرفای دل خودمه.

گاهی وقتا پر از حرفم. پر از فریاد. گاهی وقتا دلم می خواد گریه کنم. اما در بیشتر مواقع نه می تونم حرف بزنم، نه فریاد بزنم و نه حتی بغضی که میاد تو گلوم می شکنه. 

گاهی وقتا خالی از هر حسی میشم. خالی از حس دوست داشتن، حس بودن، حس گرم.  

 

تو همین موقع هاست که تو میای سراغم. وقتی پر از حرفم و حرفام راه به بیرون پیدا نمیکنن یهو یه چیزی می گی که مثل یه چاقو یه رخنه تو دلم باز میکنه و همه حرفا می ریزن بیرون. گاهی وقتا که دلم میخواد داد بزنم آروم نگاهم می کنی و هیچی نمیگی اون موقع است که بی اختیار فریاد می کشم.  

لحظه های گریه..... وای از این لحظه ها. لحظه هایی که درکم میکنی، آرومم می کنی. بهم بعضی وقتا میگی زهرایی گریه نکن دیگه! باشه؟ جون من (می دونی که وقتی به جون خودت قسمم میدی نمیتونم اون کاریو که میخوای انجام ندم. با قسم دادن به جون خودت دست و پامو میبندی واسه مخالفت) اما گاهی وقتا میگی: گریه کن! هر چقدر دلت میخواد گریه کن. 

وقتی خالی میشم آروم میای کنارم. لازم به گفتن حرفی نیست فقط کافیه بغلم کنی و غرق بوسه ام کنی. پر می شم. لبریز می شم. گرم میشم. 

 

من تو هر حس و حال و هوایی باشم تو آرومی. تو با من همیشه آرومی و این برام ارزش داره.

 

مجید الان دلم گرفته. دلم پناه آغوشت رو میخواد. دلم بوسه میخواد. دلم لک زده واسه گریه. واسه اینکه وسط هق هق هام بهت بگم چی اذیتم میکنه و تو فقط گوش بدی و موهامو نوازش کنی و بعدش محکم تر بغلم کنی و مثل همیشه بگی: زهرایی من هستم پس دیگه غصه ی چیو میخوری؟ و من مثل همیشه همه ی عشقمو بریزم تو نگاهم و بدون اینکه کلمه ای حرف بزنم تو حرفامو از چشام بخونی. 

 

نمیدونم این بغض لعنتی چیه که باز سراغم اومده؟؟؟؟؟؟؟؟ باز منو تلخ کرده. داره شیرینی دیروزمو ازم می گیره. مجید کنارم باش تا دست از سرم برداره. باشه؟

غر میزنن. داد میکشن. سرزنش می کنن. گیر میدن. زحماتت رو نادیده میگیرن. خسته میشی. اعصابت خورد میشه. کم حرف می شی. سرت درد میگیره. تو هم داد میزنی. بعضی وقتا آروم فقط نگاه میکنی. خستگی تو تنت می مونه. 

تو: سلام بانو جونم خوبی؟ 

من: سلام آقایی خوبم تو خوبی؟ 

تو: ....... آره خوبم. (میخوای ازم پنهان کنی تلخیتو) اما من می فهمم بدون اینکه حرفی بزنی 

من: نه! صدات که اینو نمیگه بگو ببینم باز چی کار کردن؟ 

اونقدر خسته ای که حتی نا نداری داد بزنی و بگی چیکار کردن که دلت سبک شه و من باید تلاش کنم این همه حس بد رو ازت دور کنم.  

 تو آروم میگی: بازم غر زدناشون شروع شد. بازم یکی دیگه خرابکاری کرده انداختن گردن من! 

خستگی صدات روحمو عذاب میده.  

من: خیلی خوب. حالا آروم باش. من کنارتم. برو آهنگمون رو بذار......... 

تو: نه میخوام صدای تو رو بشنوم (جوّ هندی

من: باشه. حالا آروم باش. من هستم. تو هستی. عشق هست. آرامش هست. 

کلی باهات حرف میزنم. (اثر صحبتای من رو باید از زبون خودش بخونید تو وبلاگ خودش) 

 

وقتی خسته ای میگی: چقدر دلم میخواد بیایی کنارم و اونقدر بوسم کنی که خستگی یادم بره. محکم بغلم کنی اونقدر که هیچ غمی نتونه بهم نزدیک بشه. 

گاهی اوقات وقتی خسته ای مثل یه بچه سرتو میذارم روی پام، دستمو میگیری و می بری لای موهات و میگی: زهرایی با انگشتات موهامو شونه کن. میگی اینکار بهت آرامش میده. 

 

خدا قوت مرد پرکار من!!!!! دوستت دارم یه عالمه و هر کاری می کنم که به آرامش برسی. 

 

می بوسمت از راه دور با قلبی نزدیک!!!!!!!!  

 

بعداً نوشت: مجید تو وبلاگش اثرات حرفای منو نوشت. دوست داشتید برید ببینید. وبلاگ مجید

  

چند روزی بود که همش باهات قهر میکردم. همش به قول خودت صدام سرد میشد. مجید گاهی وقتا خیلی بچه میشم نه؟  

چقدر حساس بودم این روزا و تو چقدر آروم و صبور بودی. تو همیشه در برابر قهر من، لج بازی من، سردی من، آروم و صبوری. هر وقت باهات بد رفتاری میکنم بیشتر قربون صدقه ام می ری. همش میخوای آرومم کنی.  

مجید میشنوم صدای شکستن قلبتو وقتی که گریه ام میگیره. خودت میدونی تا یه خورده احساساتم جریحه دار میشه اشکام سرازیر میشن. چقدر تلاش میکنی واسه آروم بودن من و من انگار نمی شنوم تو چی میگی و تویی که هر لحظه غمت بیشتر میشه و من با اینکه میدونم اما بازم آروم نمیشم. 

این روزا خیلی از قهر کردنای من واسه بالا رفتن توقعاتمه. همش مث این بچه ها گیر میدم بهت. آخ مجید این متانتت موقع بدخلقی های من باعث میشه بیشتر دوستت داشته باشم واسه اینکه می بینم چقدر واسه خوب شدنم تلاش میکنی. می بینم و حس می کنم چقدر به من اهمیت میدی. البته بماند که همیشه دلیل بداخلاق شدنم رو خودت میدونی و حتی یه درصد هم منو مقصر نمیدونی که اینم برمیگرده به اون روح بلند که منو دل بسته ی خودش کرده. 

 

ممنونم از همراهی همیشگیت. بهت قول نمیدم که همیشه خوب بمونم چون هنوز اونقدر قوی نشدم ولی قول میدم حتی اگه بدخلاق شدم بازم دوستت داشته باشم. 

 

دوست دارم مرد آرام و صبور و مهربون و دل شیشه ای خودم.  

هر نتی که از عشق سخن بگوید 

زیباست 

حالا 

سمفونی پنجم بتهوون باشد 

یا زنگ تلفنی که  

در انتظار صدای توست! 

 

گروس عبدالملکیان

امروز نوزدهم دی ماهه و ماهگرد آشنایی من و مجید. 

نوزدهم روزیه که دل من و مجید به هم گره خورد  

نوزدهم روزیه که من واسه اولین بار عشق شناختم 

دو ماه قبلی مجید تو وبلاگش مطلب نوشت 

اما این ماه من زرنگ تر بودم :) 

 

مجید جانم ماهگرد آشنایی مون مبارک 

امروز صبح ازش خواستم که اولین خاطره ای که از من داره رو بگه 

گفت: وقتی واسه اولین بار بهت زنگ زدم، 

دستام داشت می لرزید، نفسم بند اومده بود، 

قلبم داشت هزارتا میزد. 

 

برام خیلی دوست داشتنی بود. 

 

آقایی دوستت دارم هاااااااااااااااا.

این دیگه شده یه عادت برام هر دفعه یه قالب تازه میذارم. 

 

البته بیشتر وقتا کدهاش بهم می ریزه و مجبور می شم عوضش کنم 

 

وگرنه خیلی از قالبایی که گذاشتم دوست داشتم 

 

به هر حال اینم واسه خودش عالمی داره. 

 

دیگه فکر کنم شما هم عادت کردین که هر دفعه یه قالب نو داشته باشم. 

 

خوب اصلا چی کارم دارین ؟ 

 

اصن من قهرم.

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس